بررسی ریشه‌شناختی واژه "نماز" با تکیه بر متون ایران باستان

نویسنده

عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور، تهران، ایران(استادیار)

چکیده

با بررسی ریشه‌شناختی واژه نماز در ایران و تاریخ کاربرد آن می‌توان به اهمیت این فریضه به عنوان فعلی عبادی در میان ایرانیان پی برد. واژه نماز در اصل از ریشه هندو اروپایی nem به معنای تعظیم‌کردن آمده است. نماز در اوستا به صورت اسم خنثی از ماده nəmah که در اصل از اسم خنثی námas در سنسکریت به معنای تعظیم، کرنش گرفته شده که همراه با ریشه kṛi فعل نماز کردن در مفهوم سر تعظیم فرودآوردن، احترام کردن است. این فعل در اوستا از صورت ماده اسمی مذکور در وجوه مختلف ساخته شده است. در زبان‌های ایرانی میانه شرقی و غربی واژه نماز در متون بجامانده از این دوران به کار رفته است. واژه نماز در این متون گاه نشانگر ادای احترام فرودستان به مقامات فرادستی و گاه به عنوان فعل عبادی بیانگر رکوع و خضوع بندگی در برابر پرودگار بوده است.

کلیدواژه‌ها


ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد.1390ش، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، به تصحیح عزیزالله علیزاده، تهران: نشر فردوس.

ارداویراف نامه، تألیف ژینیو، فیلیپ. 1390ش، ترجمه ژاله آموزگار، تهران: انتشارات معین.

بویس، مری. 1381ش، زردشتیان(باورها و آداب دینی آن‌ها)، ترجمه عسکر بهرامی، تهران: انتشارات ققنوس.

تفضلی، احمد. 1376ش، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران: نشر قلم.

حرانی، محمد. 1389ش، تحف العقول، ترجمه علی اکبر میرزایی، تهران: نشر صالحان.

خردهاوستا، 1380ش، تفسیر و تألیف ابراهیم پورداوود، تهران: انتشارات اساطیر.

رضایی، عبدالعظیم. 1393ش، اصل و نسب و دین‌های ایرانیان باستان، تهران: انتشارات امیرکبیر.

فرهنگ عمید و لغت نامه دهخدا در سایت Www.Vajehyab.Com .

قریب، بدرالزمان. 1374ش، فرهنگ سغدی، تهران: انتشارات فرهنگیان.

قریب، بدرالزمان. 1385ش، فرهنگ سغدی، جلد چهاردهم، ترجمه محمدباقر کمره‌ای، تهران: نشر کتابفروشی اسلامیه.

کتابپنجم دینکرد، 1386ش، به کوشش ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: انتشارات معین.

کتابسومدینکرد، 1381ش، برگردان فریدون فضیلت، تهران: انتشارات فرهنگ دهخدا.

کهن ای، 1390ش، گنجینه ای از تلمود، ترجمه امیر فریدون گرگانی، تهران: نشر اساطیر.

وزیدگیهایزادسپرم، 1385ش، برگردان محمدتقی راشد محصل، تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی.

هرن، پاول و هوبشمان، هاینزیش. 1394ش، فرهنگ ریشه‌شناسی پهلوی، ترجمه همراه با گواه‌های فارسی توسط جلال خالقی مطلق، اصفهان: نشر مهرافروز.

یادگارزریران، 1392ش، برگردان ژاله آموزگار، تهران: انتشارات معین.

 

کتب لاتین

Bailey,Harold.W.B.,1979,­Dictionary­.of.­Khotan­.Saka,­Cambridge:Cambridge University Press.

Bartholomae,Christian.1904, Altiranisches Worterbuch,zusammen mit den Nacharbeiten und Vorarbeiten.Strassburg:Karl J. Trubner.

Cheung,Jhonny.2007, Etymological Dictionary of the Iranian Verb, Boston: Leiden.

Emmerick,Ronald Eric.1968, Saka Grammatical Studies,London: Oxford University Press.

Kellens, Jean,1995, Liste du verbe avestique, avec un appendice sur lorthographe des raciness avestiques par Erick Pirart. Wiesbaden: Reichert.

Mackenzie,D.N.1971, AConcise Pahlavi Dictionary,London,Oxford University Press.

Monier Williams, Monier.1899, A Sanskrit-English Dictionary,Oxford,Clarendon Press.

Pokorny,J., Indogermanisches Etymologisches Worterbuch,I-II, Stutgurt 1959.

Rendich,Franco.2013,Comparitive Etymological Dictionary of Classical Indo-European Languages,Translated by Gordon Davis,Rendich Publishing.